تبليغاتX
لبخند رزهای زیر باران مانده


لبخند رزهای زیر باران مانده

عشق هایی از جنس گلبرگ های گل رز

با همین دیدگان اشک آلود،

از همین روزن گشوده به دود،

به پرستو به گل به سبزه درود!

به شکوفه به صبحدم به نسیم

به بهاری که می رسد از راه

چند روز دگر به ساز و سرود.

 

ما که دلهای مان زمستان است

ما که خورشیدمان نمی خندد

ما که باغ و بهارمان پژمرد

ما که پای امیدمان فرسود

ما که در پیش چشم مان رقصید،

این همه دود زیر چرخ کبود

سر راه شکوفه های بهار

گریه سر می دهیم با دل شاد

گریه شوق با تمام وجود!

سالها می رود که از این دشت

بوی گل یا پرنده ای نگذشت

ماه، دیگر دریچه ای نگشود

مهر دیگر تبسمی ننمود

...

شاید ای خستگان وحشت دشت!

شاید ای ماندگان ظلمت شب!

در بهاری که می رسد از راه

گل خورشید آرزوهامان

سر زد از لای ابرهای حسود

شاید اکنون کبوتران امید

بال در بال آمدند فرود...

پیش پای سحر بیفشان گل

سر راه صبا بسوزان عود

به پرستو به گل به سبزه درود!

گل رز

نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 15:31 توسط 2رز| |


Design By : Night Skin