تبليغاتX
لبخند رزهای زیر باران مانده


لبخند رزهای زیر باران مانده

عشق هایی از جنس گلبرگ های گل رز

عینکمو از رو چشام برمیدارم و پرت میکنم روی میز و از اون ور هم پرت میشه روی زمین، مهم نیست اگه بشکنه! فقط دیگه نمیخوام هر بار که عینکمو تمیز میکنم دنیا رو کثیف تر ببینم!!!

 

امشب فقط دلم میخواد صورتمو میون دستام قایم کنم و زار زار گریه کنم...

 

خدایا چرا امشب تموم نمیشه؟!

نوشته شده در جمعه 12 تیر1388ساعت 23:55 توسط 2رز| |

چقدر دلم میخواد برم لب بوم و بپرم...

و جای سقوط، پرواز کنم...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نه میخوام این شب ها رو به آسونی از دست بدم و هم میخوام هر چه زودتر به پایان برسن!!!

+ خدایا هنوز اون نشونه ای که بهم دادی رو محکم تو دستام گرفتم! پس کی؟ صبوری تا کی؟!

+ بی قرار دیدنم هستی! منتظر دیدنت می مانم.

نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388ساعت 0:15 توسط 2رز| |

خانه در سکوت میغلتد و گاه خمیازه میکشد و کش و قوسی به خود میدهد سکوت را میشکنم و آوایی در آن سر میدهم کاش میتوانستم فریاد برآورم که ای سکوت بشکن دیگر نمیخواهم ترمیمت کنم میخواهم جای تو چیز زیباتری را بسازم و هیچگاه نشکنمش...

شب آرام آرام پیش می آید و غروب رو انداز خنکی را به روی سر میکشد تا خستگی در کند برای غروبی دیگر.... امشب آسمان وقت زیادی برای اتو کشیدن چادرش نمیگذارد و ستاره ها را بی اینکه صاف و مرتب باشد به روی چادر سیاهش می شکافد... امشب آسمان ابری است!... آسمان هم چقدر صرفه جویی میکند، لحظه ها را می دزد و در گنجه پنهان میسازد....

اما من نه زمان را میدزدم و نه ثانیه را به گوش می آویزم میگذارم راحت و بی هیچ دغدغه ای به راهش ادامه دهد و هر وقت دلش خواست به فردا برسد به من چه که دلش بازهم غروب میخواهد...! ، من فقط میدانم روزها را به بهانه ی ماه آسمان میگذرانم ماه ی که امشب رویش را روبند زده است تا نکند با حرفهایم به زمین وصله اش کنم...

امشب از آن شبهاست که دلم گوشه نشین شده است و زانوی غم به بغل گرفته، نمیدانم دلش بهانه ی چه را گرفته بارها از او پرسیدم اما پاسخم را نداد گفت تو درکم نمیکنی گفت تو که نمیدانی! پس بگویم که چه؟ بگویم که با آن حرفهای همیشگیت با پتک بر ذوقم بکوبی؟ نه نمیگویمت... بازهم اصرارش میکنم بارها اصرارش میکنم تا شاید لب از لب باز کند و آهی بکشد تا بدانم چرا بهانه میگیرد...؟! نکند دلت شکلات کاکائویی میخواهد یا که یک بستنی قیفی؟! ... میدانم دلت مدتهاست که اینهارا نمیخواهد و این چیزها را طلب نمیکند آخر عزیز من دیگر از تو گذشته تو بزرگ شده ای...!

 

میدانی؟!، دلم همان چیزی را میخواهد که قصه اش را شنیدی و برایم بازگو کردی همان که میگویند قیمتش بالاست! و تو برای خریدش قلک کوچک سفالیت را شکاندی! و ناکام پولهای خرد و اسکناسهای پاره ات را برداشتی و دستهایت را در جیب سوراخ ات فشردی...، همان که میخواستی به دوش بکشی اما توانش را نداشتی...، همان که اینچنین فراری ات ساخت...، همان که به دروغ به من کوکش زدی اما نخ ها دوامی نیافتند...، همان که...، آری من همان را میخواهم که تو درکش نکردی، تو باورش نساختی، ... و فقط شنیدی و شنیدی و شنیدی و انکارش کردی و سعی کردی از خودت دورش سازی آنقدر دور که دلت هوایش را نکند...!!!

اوهوم، من دلم عشق میخواهد همان عشقی که میتپد، همان که با پول نمیتوان خرید، به دوش نمیتوان کشید، گریزی نیست، و... و نمیتوان آن را دوخت و کافی است مرا در مقابلش فدا سازی...!

 

+ اونقدر بیکار نبودم که به خاطر حوصله ی سر رفتم بخوام به جون پوشه ها و فایلام بیوفتم و از توشون یه همچین متنی رو دربیارم! نمیدونم همینطوری بهش برخوردم!، از برای متون لاتین، سر به این گونه بیابان ها گذاشته ام!

+ (!!!!!!!!!!!!!!!!!!...) متن مربوط به خیلی خیلی خیلی مدتها پیش میشه! احتمالا برای تمرین نویسندگی بوده!!

+ سعی کردم به متن دست نزنم! و اشتباهاتش رو تصحیح نکنم! قشنگیش به همینه نه؟!

+ خودمونیمااااا عجب حرفای(!) نوشتما!! (سعی کردم واژه ی جایگزین استفاده کنم!)

+ جالبه، یک چیز این متن صحت داره و اونم بستنی قیفیه! و دلم بیشتر یک بستنی قیفی با طعم توت فرنگی میخواهد تا عین شین قاف!!

+ شکلات کاکائویی هم با چایی خیلی میچسبه!

 

+ یک پیام برای تو! که برخلاف اون چیزی که فکر میکردم همیشه میومدی اینجا و حرفامو میخوندی! یه سر به خصوصی بزن! با همون یوز و پس!

نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 23:12 توسط 2رز| |

آرامش ثانیه به ثانیه داره از گوشت و پوست و خونمون رخت میبنده!

نه ما حقمونو نمیخوایم!!!! ما دلی پر کینه داریم! و برای اینکه این کینه مارو خفه نکنه آرامش رو از دیگران هم گرفتیم!!!

چرا نمیخوایم کمی فکر کنیم و منطقی باشیم و با آرامش از حقمون دفاع کنیم؟!

اگه تو دوست داری با داد و فریاد باهات حرف بزنن و بهت بگن داری اشتباه میکنی خب پس اشکالی نداره اگه بدتر از اون رو سرت بیارن!!؟

نفرت یک ثانیه اش آدمی رو تخریب میکنه چه برسه به 4سال!!!

 

+ ما آدما هدفمونو فراموش کردیم!!!

+ من قبل از اعلام نتایج آرا این نفرت رو از خودم بیرون کردم تا 4سال خودمو آزار ندم آخه با نفرت من، دیگران را هیچ نمیشود!

 

اینکه مدام به سینه ات می کوبد قلب نیست، ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.

قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس. اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد!

 بعدا ً نوشت!: بابا ما هیچی از شما نمیخوایم فقط همین سیستم اس ام اس رو فعال کنید خرجم رفته بالا! آدم مجبوره تماس بگیره! اول کلی خوش و بش کنه تا برسه سر کار اصلیش!

نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 14:49 توسط 2رز| |

سیگار می کشد

پای کوه نور

حاجی دارد حج بیست و یکمش را به جای می آورد

پدر زنده به گور میکند

دختر قرن بیست و چندمش را

بقال محله ترازویی دارد

که کارهای عجیب و غریبی می کند

میوه فروش کرم های سیبش را هم

کیلویی چند حساب می کند

زنی سپیدی تنش را به سیاهی سکه ای می فروشد

تا دوباره برای خودش

رژ لب صورتی بخرد

رنگها هیچ کدام...

شب های رو سفید

روزهای سیاه بخت

و رنگین کمانی که رنگهایش را کش رفته اند

و ما بالا می رویم

بالا و بالاتر

از پله هایی که

هیچ وقت به هیچ کجا نمی رسند

دنیا پر شده است

از سرنوشت کوزت های یتیمی که

باید واکس بزنند کفش های دختران تناردیه را

و بنشیند و بنشینند تا...

اما ژان والژانی از راه نمی رسد

پینوکیو

با هر دروغی که می گوید

دماغش را عمل می کند

و پدر ژپتوی پیر

کلیه اش را می فروشد تا...

سیندرلا بازهم به اکس پارتی می رود

و کفش های نقره ای عفتش را گم می کند

آدم ها دارن توی شیشه به دنیا می آیند

و با ژن های بی پدر و مادری که...

باغ ها پر شده است

از گیلاس هایی که طعم زردآلو می دهند

زردآلوهایی که طعم هندوانه

و هندوانه هایی که مزه ی هیچ چیزی نمی دهند

من نمی دانم بمب هسته ای چیست

شاید هسته ی گیلاس باشد که

بهینه سازی شده است

اما هر چه هست چیز خوبی نیست

همین هفته ی پیش

با هسته ی یک گیلاس

چشم پسر همسایه مان کور شد

من نمی خواهم دنیا کور باشد

من دنیای کور را نمی خواهم

من همان دنیایی را می خواهم

که یک روز

مردی از کوه نور

برایمان آورد.

 

 

+ شهر از عالیه مهرابی

+ به امید آینده ای آبادتر.

نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 21:59 توسط 2رز| |


Design By : Night Skin